مجید خاکپور | شهرآرانیوز؛ اگرچه مرکزیت موسیقی محلی خراسان را در جنوب، شرق و شمال و بیشتر با محوریت شهرهای تربت جام و خواف و قوچان میدانند، اما این موسیقی در بسیاری شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ این خطه غریب نیست. مشهد، اما نقش متفاوتی دارد و جغرافیایی است که شماری از برجستهترین نوازندگان و سازگران موسیقی محلی خراسان و به خصوص دوتار، در آن ساکن شدهاند و به این ترتیب مشهد شهری است که لحن موسیقی مقامی شرق و شمال و جنوب خراسان را یکجا در خود دارد. مشهد از این نظر هم موقعیت، نقش و وظیفهای مهم و تأثیرگذار دارد.
البته اینکه چه اندازه در خور جایگاه و نقشش رفتار کرده و موفق بوده بحث دیگری است. بحثی که در این گفتوگو با حسینعلی مردان شاهی، از نوازندگان دوتار و مؤسس گروه «فردای جام» به گوشهای از آن پرداختهایم. مردان شاهی ۳۰ سال است که به نوازندگی دوتار مشغول است و این ساز را نزد استادان محمد قاسم زاده در تربت جام و ذوالفقار عسکریان در مشهد فراگرفته است.
او و گروهش اجراهای زیادی در ایران و خارج از ایران داشتهاند و به گفته خودش بیشترین و بهترین و خاطره انگیزترین اجراهایش را در مشهد داشته و البته سختترین شرایط برای اجرا را. مردان شاهی این شهر را به خاطر رواداری اش شهری میداند که توانسته پذیرای اقشار مختلف از جمله هنرمندان موسیقی محلی خراسان، از نقاط مختلف استان باشد و همین سبب شده مشهد شهری ویژه در حوزه موسیقی مقامی باشد.
با توجه به اینکه موسیقی محلی مستندات و مکتوبات جدیای ندارد ما نمیتوانیم خیلی به گذشتهها ورود پیدا کنیم. اما در یک صد سال اخیر بعد از اینکه گروههایی از مردم زندگی کوچ نشینی را کنار گذاشتند و یکجانشین شدند، یکی از خاستگاههای اصلی که استادان بزرگ نوازنده و سازنده آنجا ساکن شدند، مشهد و به خصوص در منطقه «ساختمان» (شهرک شهید رجایی فعلی) بود. چون که این منطقه محل تجمع اقوام مختلف است، باعث شد که استادان بزرگ رونق کار خودشان را در آنجا ببینند و حتی سازندگان معروف دوتار مانند جهانگیر و کلبِ محمد (کربلایی محمد) آنجا مستقر شدند.
خانواده عسکریان هم یکی از خانوادههایی بود که آنجا مستقر شد و پدر استاد عسکریان هم آنجا بودند. خودِ ذوالفقار عسکریان یعنی یک قطب، یک منبع، یک مرجع. میدانیم که استاد عسکریان یگانه فردی بود که تسلط کامل به موسیقی شمال و جنوب خراسان و حتی ترکمن داشت.
از شمال خراسان هم استادی مانند محمد یگانه را داریم که در مشهد مستقر شدند. در حوزه سازهای دیگر مانند سُرنا و دُهُل هم استادانی در مشهد ساکن شدند و همه اینها باعث شد که مشهد به عنوان یک مرکز تبلور موسیقی مورد توجه باشد. گفتم که حضور استادی مانند ذوالفقار عسکریان یعنی یک اتفاق بزرگ و خیلی از افراد باید میرفتند به ایشان سر میزدند. خودِ من هفته به هفته خود را ملزم میدانستم که بروم پیششان و تلمذ کنم و برگردم.
این جریان بوده و هنوز ادامه دارد و امروز ما استادان شاخصی از جمله فرزند استاد عسکریان، یعنی محسن عسکریان را داریم که ایشان و برادرانشان نقش مهمی در ترویج موسیقی جنوب خراسان داشتهاند. استاد محمد یگانه هم نقش پررنگی در ترویج و انتقال موسیقی شمال خراسان دارد. همه اینها باعث شده که مشهد با وجودی که سبقه فرهنگی کمتری در این عرصه دارد، خودش بشود یک شهر ویژه در حوزه موسیقی مقامی.
اگر بخواهیم مثال تاریخیای بزنیم، خودِ تربت جام این ویژگی را دارد، یعنی در گذشته نه چندان دور، تربت جام هم رنگین کمان اقوام بوده؛ جمشیدی ها، هزاره ها، گوهری ها، حتی ترکمنها در این شهر در کنار هم زندگی میکردند. یکی از عواملی که شهری میتواند رونق فرهنگی بگیرد، بحث رواداری و پذیرش است و اینکه اقوام و استادان مختلف کنار هم زندگی کنند.
البته ما باید قبول کنیم در گذشته نه چندان دور و حتی الان، نوازندگی بخشی از زندگی بوده و استادان برای تأمین معاش خود و داشتن زندگی بهتر به شهرهایی مانند مشهد آمده و میآیند. از طرفی پذیرش خوبی در این شهر بوده و تعصبی نبوده، گارد و مانعی نبوده و خود این باعث رونق گرفتن موسیقی در لایههای زیرین مشهد شده است.
جالب است که پررنگ شدن فرهنگهای مختلف در چند سال اخیر در مشهد چنان بوده که در این شهر گروههای سرود دانش آموزانی را داریم که کاملا هویت مشهدی دارند، اما سرودهای محلی جنوب و هم شمال خراسان را اجرا میکنند. شاید گزافه نباشد اگر بگوییم همین پذیرش و رواداری باعث میشود که چند سال دیگر مشهد در این موضوع پرچم دار باشد.
نکته بعدی این است که مشهد جای بهتری برای ارائه بوده یعنی بیشترین اجراها و پاتوقهای هنری در مشهد بوده و همینها باعث شده که الان رونق خوبی در موسیقی را در زیر پوسته شهر مشهد شاهد باشیم. در لایههای بیرونی کمتر، چون نهادهای فرهنگی به این موضوع توجه ندارند متأسفانه.
تا به حال نهادها نه تنها کم کاری کردهاند، بلکه بعضی وقتها به نظر من غفلت زیادی هم کردهاند. یادم است که در روزهای آخر عمر استاد عسکریان که در بیمارستان امام رضا (ع) بستری بودند، با یکی از همین مسئولان مشهد رفتیم برای عیادت. این مسئول نمیدانست این استاد نی میزند یا دوتار! این یعنی شناخت نداشتن مسئولان و نهادهای فرهنگی از هنرمندان برجستهای که در مشهد داریم.
این شناخت نداشتن اولین آسیب است و هم باعث شده کاری نکنند. یعنی ما حتی جشنوارهای به نام موسیقی هنرمندان ساکن در مشهد را نداشتیم. متولی اصلی اش هم شهرداری و ارشاد و میراث فرهنگی است. بخش بزرگی از زندگی استاد عثمان محمدپرست در مشهد بوده، ولی خب، هیچ کاری در خور او انجام نشده است.
از طرف دیگر مشهد ظرفیت بالایی دارد. مثلا وقتی در نوروز ۲، ۳ میلیون نفر گردشگر میآید، میتوانیم جشنوارههای هنری در خود شهر داشته باشیم. این کم کاریها و شناخت نداشتنها باعث شده که همه از بیرون به مشهد به عنوان شهری که هویت فرهنگی کمرنگی دارد نگاه میکنند.
حالا زنده کردن اینها و وقت گذاشتن و پای کار آمدن مسئولان میتواند یک بازی برد برد باشد هم برای آنها و هم برای مردم و هم برای هنرمندان که متأسفانه تا الان هیچ اتفاقی نیفتاده است. منی که ۳۰ سال است دارم موسیقی کار میکنم چیزی ندیدهام. چرا، در گذشتههای خیلی دور جشنوارههای موسیقی استان در مشهد برگزار میشد. ولی اینکه صرفا با محوریت هنرمندان مشهدی و با توجه به این حوزه بومی و محلی جشنوارهای برگزار شود، من چیزی ندیدهام که میتواند جای کار داشته باشد.
من اجراهایی در جاهای مختلف، از کشورهای دیگر تا شهرهای مختلف ایران داشتهام، بدون تعارف میگویم خاص ترین، خاطره انگیزترین و بهترین اجراهای ما در مشهد بوده است. یعنی ما در مشهد مخاطبی داریم که شاید حتی نوایی را نشنیده باشد، اما آن موسیقی را که اجدادش شنیدهاند در ناخودآگاهش و به گفته ما، در خونش هست و این یک نظریه علمی است که ناخودآگاه ما توان تداعی دارد.
ما مردم فهیمی داریم. حتی بچههای فنی در بخش صوت هم بسیار حرفهای هستند. اجرای چهره به چهره خیلی تأثیرگذار است. یادم است سال ۹۲ اجرایی در مشهد داشتیم که استقبال فوق العاده بود. اما چه کنیم که شکل این اجراها دیگر بیشتر همایشی شده است.
مثلا ادارهای برنامه و همایشی دارد و ما میرویم اجرا میکنیم. شهرداری برنامهای دارد ما میرویم اجرا میکنیم. این خوب نیست. آن اجرایی که مردم علاقهمند بیایند یک چیز دیگر است. کمتر گروهی مانند گروه ما در مشهد اجرا داشتهاند. اما هنوز که هنوز است ما برای هر اجرا باید مجوز بگیریم؛ یعنی اگر دو روز اجرا داریم، برای هر روزش باید برویم مجوز بگیریم.
موسیقی مقامی که یک موسیقی زلال و بی غل و غش و عرفان مسلک و هویت ساز است و اصلا خودش میتواند یک پیوست فرهنگی باشد. یکی از عناصر رونق موسیقی در قدیم و دلیل اینکه موسیقی این همه جریان داشته، این بوده که شب به شب هنرمند میآمده برای مردم خودش اجرا میکرده.
این الان دارد برای مردم ما قطع میشود. باید یک فکر جدیای در این قسمت بشود. ما برای یک اجرای ۱۳۰، ۴۰ نفری باید از هزار خان رد شویم که دیگر اصلا انرژیای برای آدم نمیماند که پیگیر این کارها شود. میگوید عطایش را به لقایش بخشیدم.
گروه فردای جام که یک گروه شناخته شده است و من هم فرهنگی هستم و دوستان و آشنایانی دارم، وضع ما این است، آن وقت جوانی که گروهی راه انداخته و میخواهد کار کند و دیده شود، او چه بساطی دارد؟ یعنی ما مفهوم «کنسلی» را در مشهد خوب لمس میکنیم. همه اینها هم انرژی گیر هستند. چند نفر هستند که کار فرهنگی را رسالت خودشان ببینند؟ بعضیها دلشان که بشکند میروند کنار و ما متأسفانه بخش بزرگی از استادان را این طوری داریم از دست میدهیم.
«مقامنامه»، از جدیترین تولیدات در حوزه موسیقی مقامی شرق کشور است که با هدف ثبت و ماندگاری موسیقی نواحی در فضای مجازی به صورت ویدئویی در شهرآرانیوز منتشر شده است. این مجموعه که تاکنون ۲۶ مقام را ثبت کرده، پای نوازندگی و خوانندگی صاحبنامان این عرصه در خطهخراسان بزرگ را به میان کشانده است.
بخشیهای بازمانده در شمال خراسان، نوازندگان و خوانندگان مشهور کشوری و بینالمللی در تربت جام و حتی نوازندگان و خوانندگانی در جنوب خراسان بزرگ در دامنه گسترده این تولید چندرسانهای قرار میگیرند.